ابو القاسم سلطانى

317

دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )

بلادانه نيز ناميده است وى مىنويسد : " بلادن ، بلادنه به فرنگى بوته‌اى است از جنس تاتوره به قدر نيم ذرغ الى . . . 1 * شاخه‌هاى آن مخملى و برگش بيضىشكل و سبز تيره و گل‌هايش پنج‌برگى و قرمزرنگ و چركين و ميوه‌اش شبيه به گيلاس كوچك و در ابتدا سبز و به تدريج سرخ و در آخر سياه مىگردد و وقت اخذ برگ آن در فصل بهار است نه در پائيز چنانچه اطباء قديم فرنگ معتقد بودند جميع اجزاء آن سم مهلك است و اثر سميت آن در حيوانات گوشتخوار بيشتر از حيوانات نبات‌خوار است . . . آثار مسموميت در انسان اولا موجب قلت حس و هيجان ، خشكى حلق و دهان و پس از آن سرايت به دماغ و نخاع نموده باعث اتساع حدقه و ضعف باصره ، طنين گوش ، التهاب بدن ، هذيان ، عسر البلع ، ضيق حلقوم و تهوع و قى گردد و گاهى علامات مذكوره مركب گردد با اغماء و تمدد و صغر نبض و ظهور لكه‌هاى سرخ در جلد شبيه به مخملك ، اتساع ثقبه عنبيه و عدم حركت آن ، زوال قوه باصره ، سرخى چشم و برآمدگى مقله . . . و بدن قادر بر ايستادن و انحناء بدن به قدام و خلف نباشد و هذيان و خنده و تكلم مغشوش و چون خواهد به مرگ منتهى گردد اغماء تام ، تشنج اطراف و بياض شديد در سيما عارض گردد . . . و چون اين منوط به جوهر خاصى كه او را اطروپين نامند لازم است تفصيلى از او نگاشته شود پس از آن مورد استعمال بلادانه و جوهر مزبور را به نگارش درآوريم " . . . سپس بعد از شرح آتروپين و طرز استخراج آن و خواص و اثرات درمانى آتروپين موارد كاربرد برگ و عصاره آن را در پنج صفحه ذكر مىنمايد كه به‌طور خلاصه چنين است : 1 - در صرع : 80 گندم [ يك گندم - 50 ميلىگرم ] عصاره بلادن با 40 گندم صمغ و قدرى ريشه سوس [ شيرين‌بيان ] 120 حب ساخته روز اول يك حب روز دوم 2 روز سوم 3 به تدريج زياد نموده تا به 6 حب برسد اگر علامت سميه ظاهر شد آن را كم يا متوقف نمايند . . . 2 - در گزيدگى سگ هار 1 الى 14 گندم از برگ در شبانه‌روز 3 - دردهاى عصبى : 5 گندم آتروپين ، 6 مثقال مرهم ساده يك قطره اسانس گل سرخ سه دفعه در شبانه روز بمالند . همچنين فرمولهائى براى آماسها ، مخملك براى پيشگيرى در هنگام شيوع ، سياه‌سرفه ، آسم ، سرطان براى كم‌كردن درد ، خنازير ، قولنج ايلياوس ، اسپاسم كليه ، خروج غير ارادى اسپرم ذكر نموده است ( فروغ ناصرى ) . ناظم الاطباء در پزشكىنامه مىنويسد : در مازندران آن را جمشيدكش مىنامند چون جمشيد نامى بر اثر خوردن ميوه‌هاى آن به عوض گيلاس بر اثر مسموميت مرد . قسمت قابل مصرف درمانى گياه : برگ ، ميوه ، دانه و ريشه گياه است . برگ‌ها در اواخر خردادماه و ريشه را در اواخر تابستان از گياه دوساله و ميوه‌ها را موقعى كه سبز و يا سياه باشند مورد استفاده قرار مىدهند .